اگر در کربلا نبودی تا "ندای هل من ناصر" حسین (ع) را پاسخگو باشی  امروز هستی . کجا نشسته ای ؟ در انتظار چه هستی ؟ کربلا ما را به خود فرا می خواند. همان گونه که همواره ، در تاریخ ، صلای " هل من ناصر " امام عشق از جانب کربلا به گوش می رسد . و تو ای جوانمرد بگو که از کدامین قبیله ای ؟می مانی یا می روی ؟ 




 امروز، روز امتحان افرادی است


که دم از مسلمانی می‎زنند


دستانمان سست و ایمانمان سست، زیرکانه اندیشه‎هایمان را به سخره گرفته‎اند و ما همچنان خیره بر دهانشان وامانده‌ایم، خود را پاک باخته اهل‌بیت (ع) می‎دانیم و شیعه، از مسلمانی و ایمانمان که دم می‎زنیم باد در گلو می‎اندازیم و سینه سپر می‎کنیم.

اما ای آنان که گوهر وجودتان را به سوهان سختی‎ها و مرارت‎ها صیقل داده‎اید، ای آنان که به انتظار فرصتی برای پیمودن راه پدران شهیدتان نشسته بودید، آیا روز موعد فرا نرسیده است، این همان دشمنی است که روزی به خانه‎هایمان هجوم آورده بود و اکنون پای اندیشه و ایمانمان را به میدان کشیده است و سیرت پلیدش را پشت صورت شیطانی کافران و نالایقان و گمراهان مخفی نگاه داشته است، آیا وقتش نرسیده است که سلاح پدارنتان را که برای بالیدن بر شجاعتشان بر دیوار اتاق آویزان کرده‎اید، بردارید و به جنگشان بروید و خون ناپاکشان را بریزید.

شاید هنوز باورتان نشده است که دشمن در کمین است!!!

حال از مولای دهم گفته‎اند و اگر دهانشان را مهر و موم نکنید، ناموس مسلمین را به سخره خواهند گرفت.

شما که خود را اسوه‎های صبر و پایداری می‎دانید، چگونه هجوم جنایتکاران به ارزش‎ها را می‎بینید و صورت نمی‎خراشید، چگونه انسان‎هایی که برای از دست رفتن عقایدشان به سوگ نشسته‎اند را می‎بینید و دم نمی‎زنید.

آری چه سیاهند دل‎هایی که از این همه شرارت نمی‎سوزند و چه پاکند دل‎هایی که در اوج مظلومیت باز هم از نور ایمان و عشق به خدا لبریزند و  یک لحظه از حرکت به سمت خداوند باز نمی‎ایستند.

ای مسلمانان، ای آزادگان جهان، آسوده منشینید، کنج راحت و ساحل سلامت اختیار نکنید، فرصتی باقی نیست قامت ببندید که دشمن هنوز در کار فتنه‎گری است، هنوز طوفان سیاه و ظلمانی ستمکاران، دل‎های زلال و سبز اهل‌بیت پیامبر (ص) را  به شلاق جور و ستم می‎کوبد.

بجوشید، بخروشید، مترسید و بایستید که خورشید فجر نزدیک است و دست یافتنی و خدا پشتیبان و مژده دهنده پیروزی‎تان است

و چه زیبا گفته سید شهیدان اهل قلم

          گوش کن :                               

كُلُّ‌ اَرْضٍ كَربَلا و كُلُّ‌ یومٍ عاشورا!


مگر كربلا از سیطره زمان و مكان خارج است كه همه جا كربلا باشد و همه روزها عاشورا؟

مرا ببین كه در پیشگاه ولایت سخن از زمان و مكان می گویم! زمان و مكان نسبت است و برای آن كه از جوار مطلق، از بلندای اعراف بر عالم وجود می نگرد، اینجا در پیشگاه ولایت، سخن از زمان و مكان گفتن نشانِ بی خردی است.

كربلا قلب زمین است و عاشورا قلب زمان.


كجاست آن كه زنجیر جاذبه خاك را از پای اراده اش بگشاید و هجرت كند،

از خود به بستگی هایش،

تا از زمان و مكان فراتر رود و خود را به قافله سال شصت و یكم هجری برساند و در ركاب امام عشق به شهادت رسد؟

یعنی نه اینچنین است كه كربلا شهری درمیان شهرها باشد

و عاشورا روزی درمیان روزها؛

زمین سراسر پهن دشت كربلاست و كربلا ما را به خود فرا می خواند.

كربلا ما را به خود فرا می خواند.

آری، پیروزی با ماست،چرا با ماست.

این همه را در متن تاریخ بنگر، مبادا غافل شوی و بنگاری كه زمان بر تو وفا خواهد كرد و نخواهی مرد؛ نه، زمان بر هیچ كس وفا نمی كند، اما با این همه، زمان بر عاشورا مانده است و تو چه امروز و چه دیروز و چه هزار سال دیگر، یا باید كه درقبیله شیطان داخل شوی و به لشگر یزید بپیوندی، و اگر نه، مرد باشی و در خیل اصحاب حسین علیه السلام پنجه در پنجه ظلم درافكنی و تا پای خون و جان بایستی .

كربلا ما را به خود فرا می خواند و دل های مشتاق، همچون كبوتران جَلدِ حرم در هوای كربلا پر می كشند. گوش كن! به ندای دلت گوش كن كه حسین حسین می كند و اگر تو كربلایی هستی و سینه ات فراخنای آسمان كربلاست و تنت قفسِ تنگ نام و ننگ و خورو خواب را نمی پذیرد، به قبله گاه جبهه رو كن و اگرنه، بمان و ننگِ ماندن را بپذیر؛ و بدان كه آبِ مانده را مرداب می خوانند.

اما اینان كبوتران جَلدِ حرم عشقند و حرم عشق كربلاست. چگونه در بند خاك بماند آن كه پرواز آموخته است و راه كربلا را می شناسد؟ و چگونه از جان نگذرد آن كس كه می داند جان، بهای دیدار است؟

ای جوانمرد بگو كه از كدام قبیله ای!

اینجا نور راه كربلا می پوید و آن سوی تر، دجله و فرات است كه هنوز آبشخور گرگان گرسنه ای است كه آب را بر كربلاییان بسته اند و در افق دور، قدس است در اسارت شیطان. ای جوانمرد، بگو كه از كدامین قبیله ای!

جمجمه ات را به خدا بسپار و دندان صبر بر جگر بگذار و مردانه در صف مردان كربلایی بایست تا گرگان گرسنه یزیدی پیكرحق را مُثله نكنند. و یزید مظهر ظلم و ناجوانمردی و نام و ننگ و خشم و شهوت در تمامی طول تاریخ است، همان گونه كه همواره، در تاریخ، صلای «هل من ناصر» امام عشق از جانب كربلا به گوش می رسد. و تو ای جوانمرد، بگو كه از كدامین قبیله ای!


مواظب دو راهی ها باشیم !!!





دوستان نظ ـر فراموش نشه